تبليغاتX
گنجینه سخنان بزرگان جهان

گنجینه سخنان بزرگان جهان

به خط نوشت خوش آمدید

دعا کنید برام

 

سلام دوستان تورو خدا برام دعا کنین که مسله من حل بشه

از خدا بخواین مسله من رو برام حل کنه و ازتون خواهش می کنم دعام کنین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۲۰

 

به احترام اشک هایی

                                   که بر گونه هایم

                   خشک گردید

به احترام بغض هایی

                           که فرصت باریدن پیدا نکردند

و به احترام

             زیبا ترین هدیه خداوند ( عشق )

سکوتی می کنم

                         یه سنگینی فریاد .

 

دلم امشب خیلی گرفته  . امشب از همه وقت تنها ترم

راستش دیگه نمی زارم دلم به هیچکس و هیچ چیز عادت کنه

این وبلاگ هم همان طور در اولین نوشتم آورده بودم یه روزی

شروع شد یه روزی هم باید برای همیشه از جمع صمیمیتون

بره . تا خط نوشت ۳۰ براتون می نویسم یعنی ۱۰ تا نوشته دیگه

بیشتر مهمونتون نیستم . نباید عادت کنم به هیج چیز حتی

به این وبلاگ . می خوام از این به بعد تو زندگیم من باشم که میرم

نه اینکه من بمونم و  دیگران برن . شاید روزی روزگاری با یه وبلاگ

دیگه بر گشتم ولی موندنم هیچوقت همیشگی نیست .

 

زكجا آمده ام آمدن بهر چه بود

                                                 به كجا مي بري آخر ننمايي وطنم

 

یه دوست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 2:30 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۹

 

تولد بزرگترین مرد جهان حضرت امیر المومنین علی (ع)

را به همه مسلمین و دوستداران واقعی آن بزرگ مرد

تاریخ را پیشاپیش تبریک عرض می کنم  . موفق و

پیروز باشید   یا علی

یه دوست

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۸

 

 

تا به حال به انسان هایی که در طول روز می میرند و خبرش

به گوش ما می رسه توجه کردی ؟  تا به حال شده خودت رو جای

کسی که می میره تصور کنی ؟ همه ما فکر می کنیم کسایی

که می میرن با ما فرق دارن همون کسایی هم که می میرن

قبل از مردنشون فکر می کنند با همه کسایی که می میرن

فرق دارند هیچ کس فکر نمیکنه که مرگ از یه تار مو هم فاصلش

نزدیکتر هستش نمیدونم منظورم رو رسوندم یا نه؟ ولی یه نصیحت

......  عزیزان همیشه طوری زندگی کنیم که انگار قرار هست ۱ ساعت

دیگه ما را از این دنیا ببرند ..... اگه این گونه زندگی کنیم هیچ وقت

خدا رو از یاد نمی بریم

 

<<  به خدا سوگند من که رسول شما هستم وقتی قدم بر می دارم

نمیدانیم که آیا قدم بعدی یا لحظه بعد زنده خواهم بود یا خیر >>

 

رسول خدا

ای کاش ما همه به چیزهایی که می گوییم عمل کنیم

اای کاش ......

 

یه دوست

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 مرداد1385ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۷

 

بر من و تو روزگاری رفت و عشقی پا گرفت

عاقبت چرخ حسود این عشق را از ما گرفت

بوسه های آتشین بر روی لبهامان فشاند

آشنایی های ما رنگ جدایی ها گرفت

 

وقتی امشب این چهار جمله رو که یک عزیز در بخش نظرات نوشته

بودند را خواندم دوست داشتم از ته دل گریه کنم  دوست داشتم

همه بغضم رو به اشک تبدیل کنم ولی باز هم مثل همیشه همه

این بغض رو تو خودم ریختم چون واقعا نمی خواستـــــــــــم

باور کنم که دیگه عاشــــقم نیست  نمی خواستم باور کنم  که دیگه

دوســــتم نداره . یه جورایی احساسم داشت با عقلم می جنگید .

روزگار ,  این کلام بی محتوا اما پر معنا تا کی می خواهد قلب

مرا دست بیاندازد و تا کجا می خواهد مرا بازی بدهد ...

دلم از تمام بازی های نا تمام گرفته... بازی زمانه ... بازی

آدمها با من که به اسم زمانه و تقدیر تمام می شود ... ولی

ای کاش بامن مهربان تر بود  , به خدا قلب

شکسته کوچکم تحمل این همه نا مهربانی و بی انصافی

را نداشت  .  

به راستی که  ساده است چیدن گلی 

                                و ستایش کردن آن

                                       و از بین بردن آن  ...

هیچ نمانده جز اینکه بگویم

چه سخت است یاد آوردن آن لحظه که در پی

فریاد های مکرر دوستت دارم هایم به سادگـــــــی

دوســــــتــــــــــم   نــــداشـــــــــــــت .

 

   بی حرمتی به ساحت خوبان درست نیست

  بدانید  پاسخ آینه سنگ نیست  .

 

یه دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۶

 

اشك و آه

عمري چو شمع گريه جانسوز مي كنيم
روزي به شب بريم و شبي روز مي كنيم
اشكيم و جان گدازتر از آتشيم ما
آهيم و كار برق جهانسوز ميكنيم

 

استاد رهی معيری

+ نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 3:23 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۵

 

شب و هوس

در انتظار خوابم و صد افسوس
خوابم به چشم باز نميآيد
اندوهگين و غمزده مي گويم
شايد ز روي ناز نمي آيد
چون سايه گشته خواب و نمي افتد
در دامهاي روشن چشمانم
 مي خواند آن نهفته نامعلوم
در ضربه هاي نبض پريشانم
مغروق اين جواني معصوم
مغروق لحظه هاي فراموشي
مغروق اين سلام نوازشبار
در بوسه و نگاه و همآغوشي
 مي خواهمش در اين شب تنهايي
با ديدگان گمشده در ديدار
با درد ‚ درد ساكت زيبايي
سرشار ‚ از تمامي خود سرشار
مي خواهمش كه بفشردم بر خويش
بر خويش بفشرد من شيدا را
بر هستيم به پيچد ‚ پيچد سخت
آن بازوان گرم و توانا را
 در لا بلاي گردن و موهايم
گردش كند نسيم نفسهايش
نوشد بنوشد كه بپيوندم
با رود تلخ خويش به دريايش
وحشي و داغ و پر عطش و لرزان
چون شعله هاي سركش بازيگر
در گيردم ‚ به همهمه ي در گيرد
خاكسترم بماند در بستر
 در آسمان روشن چشمانش
بينم ستاره هاي تمنا را
 در بوسه هاي پر شررش جويم
لذات آتشين هوسها را
مي خواهمش دريغا ‚ مي خواهم
مي خواهمش به تيره به تنهايي
 مي خوانمش به گريه به بي تابي
مي خوانمش به صبر ‚ شكيبايي
لب تشنه مي دود نگهم هر دم
در حفره هاي شب ‚ شب بي پايان
او آن پرنده شايد مي گريد
بر بام يك ستاره سرگردان

 

زنده یاد فروغ فرخزاد
 

+ نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۴

 

راستی دوستان عزیز یادم رفت خودم رو معرفی کنم

اسم:آواره

  شهرت: سر گردان

    شغل:عاشق

       آرزو:رسیدن به عشقم

          امید: وصال

              تاریخ تولد:باد خزان

                 وفات:برگ ریزان

محل تولد : در بغل یار

 

یه دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 8:59 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۳

 

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا....

 در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم

کرد 

 

یه دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۲

 

برای کسی اشک بریز که لیاقت اشک های تو را داشته باشد

و کسی که لیاقت اشک های تورا داشته باشد هیچ وقت اشک

تو را در نمی آورد  ..........

به راستی که من خیلی خوشحالم چون عاشقم

من عاشقم و از خدای مهربون هم می خوام که عاشق از

این عالم محسوسات کوچ کنم  .

 

یه دوست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 4:38 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۱

 

دوستت را آنچنان دوست بدار که به افراط نروی ,

مبادا روزی دشمن تو شود .

و دشمنت را به اعتدال دشمت بدار  ,

شاید روزی دوست تو شود  .

 

حضرت امیر المومنین علی ( ع )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 4:19 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۱۰

 

یکی از تفاوت های عمده بین دروغ و گربــه آن است که گربــه

فقط  ۹  جان دارد  .

 

Mark Twain

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 4:6 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۹

 

ما برای خطا جلوه دادن حقیقت از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کنیم .

اما یک حقیقت همواره پایدار و انکار ناپذیر است :

این که انسان به اندازه طبیعت الهی است و همانند فضای خالی

بی حد و بی کرانه .

 

Aldous Huxley

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 4:3 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۸

 

بزرگ ترین خواسته انسان آن است که بداند برای انسان شدن

چه باید بکند .

 

Immanuel Kant

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 3:58 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۷

 

بدان که بزرگی  و بزرگی تو از خداست .....

 

Ella Wheeler wilcox

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۶

 

هرگاه کلام نیکو بر زبان آید  , برایمان نیکبختی و توانگری به ارمغان

می آورد .

Lowel Fillmore

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۵

 

بدون ترس از گریه  نمی توانیم بخندیم

 

Paulo Coelho

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 4:47 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۴

 

اگر عقل به مرتبه کمال برسد   سخن کوتاه خواهد شد .

 

حضرت علی ( ع )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 4:39 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت ۳

 

با مردم چنان رفتار کنید که اگر مردید بر مردن شما بگریند و اگر زنده

ماندید خواستار معاشرت با شما باشند .

 

حضرت امیرالمومنین علی ( ع )

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 4:10 بعد از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت 2

 

جوانی که فراموش می کند شاخه گلی به محبوبش بدهد

سرانجام وی را از دست خواهد داد

 

                                                           Paulo Coelho

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1:46 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

خط نوشت 1

 

راضی به قضا بودن همنشین نیکویی است 

دانایی میراث شریفی است

خوش خلقی زیور است و فکر آینه .

 

حضرت امیرالمومنین علی ( ع )

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1:44 قبل از ظهر  توسط یه دوست  | 

بسمه تعالی

با عرض سلام و خسته نباشی خدمت شما بینندگان عزیز مخصوصا مدیریت محترم بلاگ فا

در این وبلاگ گنجینه ای از سخنان بزرگان جهان را برای خواندن شما عزیزان قرار می دهم

این وبلاگ یک مسافر هستش . تمام سخنانی رو که برای قرار گرفتن در این وبلاگ انتخاب

شده هر روز برای عزیزان نوشته خواهد شد . هر چیزی یک روزی شروع میشه و یک روزی

هم تموم میشه . وبلاگ ما هم امشب متولد شد و یک روزی هم از کنارتون میره  .

پس چقدر خوبه که تو این مدت کوتاه همه با هم مهربون باشیم . متشکرم

 

یه دوست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1:26 قبل از ظهر  توسط یه دوست  |